ضمن تشکر از ارمغان زمان فشمی که گزارش شکرخند رو با شرح جزئیاتش می نویسه، بخصوص که این بار فقط یک روز پس از شکرخند، گزارش رو وبلاگش بود(سرعت در حد مرگ!!). این بار می خوام به مهدی اخوان ثالث سر بزنم. شاعری که مطمئنم اکثرتون(مثل خودم!) فکر نمی کردید که با اون شعرای سنگین و فاخر و اینجوریا...! شعر طنز هم داشته باشه. امیدوارم لذت ببرید. شاد زی![]()
پدربـزرگ شدم، دختـرم پـسر زاییــد
"خجسته بادا" گفتم ــ که این بباید گفت ــ
زنم ــ کـه او هـم مـادربزرگ شد ــ نـوه را
به بر گرفت و ببوسید و شاد گشت و شکفت
فرا رسید چو شب، گفتم ای خدا چه کنم...؟
زنـم « چه گفتی؟» پرسید و پاسخی نشنفت...!
"پدربزرگ" شدن خود به خود ندارد عیب
چگونه در بر "مادربزرگ" باید خفـت؟!