بركهي اشك است
سينهام
و پرندگاني شاد
بازيكنان به صورت من آب ميفشانند.
آه خسرو، پادشاه شكستخوردگان!
تمام لشكريان پارچهييات متواري شدند
سربازاني از نور، سايهها
تو خسرو اشباح بودي.
آهها از هر سوي بامداد بيست و هشتم تيرماه
به خانهي تو رواناند
تو خسرو اشباح بودي
سيرت نديده
تمام ميشوي.
دو بركهي اشك است
سينهام
و پرندگاني كه به صورت من آب ميفشانند
از پاهايت كه سرد ميشوند
خبري ندارند.
شمس لنگرودي

من؟! حرف مفت؟! كي زده ام؟! «زد» چه صيغه ايست؟
من هيچ وقت حرف بدي … «بد» چه صيغه ايست ؟
آدم همين كه پا به دل «جامــعه» گذاشت،
شايد درست و راست نفهمد چه صيغه ايست
يعني به باب ميــل شــما زندگي كنم ؟
آن هم به زور بايد،«بايد» چه صيغه ايست؟
اين زندگي به «قد» خودش ظلم مي كند
آنقدر كه نفهميدم «قد»چه صيغه ايست!
بعد از چقدر عمر من عاشق شدم ــ همين ــ
«هي بچه جان هنوزنبايد!» چه صيغه ايست؟
من را چقدر سكه ي يك پول مي كنــيد؟
ازجيب من «گرفتن درصد» چه صيغه ايست؟
وقتي به هر دري كه زدم، فقر بود با،
نان خدا ـ ريال،«درآمد»چه صيغه ايست؟
حالا كه بعد اين همه سگ دو زدن،به سنگ ــ
برخورده ام، «شروع مجدد» چه صيغه ايست؟
هي وعده،«وعده ي سر خرمن»؛چه خرمني!؟
هي قولهاي شايد،«شايد»چه صيغه ايست؟
آقـــاي جامـــعه ! به چي ام گيــر داده اي؟
«از لحن من خوش ات نمي آيد» چه صيغه ايست؟
من شاعرم، چه طوري خودسانسوري كنم؟
«ايهام پشت شعر نباشد!»چه صيغه ايست؟!
آقــاي جامـــعه! تـو كه بيـــزار شاعــري،
تقدیر «شاعران مقيد» چه صيغه ايست؟
****
اســم مـرا به گـند كشـيديد، من تلا ــ
ــ في …نه، ولش كنيد!«محمد»چه صيغه ايست؟
محكوم «زنده بودنم»،اين «فعل» مرده را
لطفاْ يكي برام بگويد چه صيغه ايست!